تا حالا شاید شما یا اطرافیانتون حمله پانیک را تجربه کرده باشند، یا اینکه احتمالاً چند دقیقهای را زندگی کردهاید که هیچوقت فراموشش نمیکنید. قلبتان با شدت میزند، نفستان بالا نمیآید، دستهایتان میلرزد و با خودتان فکر میکنید همین الان قرار است سکته کنید یا بمیرید. بسیاری از مراجعینی که به مطب من چه اندیشه و چه کرج مراجعه میکنند، اولین حمله پانیک شون رو با سکته قلبی اشتباه گرفتهاند و بارها به اورژانس مراجعه کردهاند، اما بعد از بررسیهای پزشکی و مصاحبه بالینی و ارزیابی اولیه متوجه شدهاند که منشأ این علائم، اضطراب شدید و حمله پانیک بوده است.

اگر حمله را تجربه کرده باشید، احتمالاً هیچوقت آن چند دقیقه را فراموش نکنید . قلبتان با شدت میزند، نفستان بالا نمیآید، تمام بدنتان میلرزد و احساس میکنید همین حالا قرار است اتفاق وحشتناکی بیفتد. بعضیها تصور میکنند سکته کردهاند، بعضیها فکر میکنند دیگر نمیتوانند نفس بکشند و عدهای هم با تمام وجود احساس میکنند مرگ به آنها نزدیک شده است برخی هاشونم شروع به وصیت می کنند این حالت بسیار سریع و گگذراست ، واقعیت این است که پانیک، با تمام ترس و شدتی که دارد، معمولاً آن چیزی نیست که بیمار در آن لحظه تصور میکند.
در طول سالهای کار بالینیام بارها دیدهام افرادی که با وحشت به اورژانس مراجعه کردهاند، نوار قلب گرفتهاند، آزمایش دادهاند و حتی چند متخصص قلب آنها را معاینه کردهاند و تازه زمانی که این معاینات مداوما تکرار می شود آنها برای یه مدت به شدت کوتاهی احساس می کنند حالشان بهتر است ، اما در نهایت همه جوابها طبیعی بوده ،بعد از مدتی تازه متوجه شدهاند که آنچه تجربه کردهاند، حمله پانیک بوده است.
مشکل اصلی پانیک فقط همان چند دقیقه نیست. دردسر واقعی از زمانی شروع میشود که فرد دائماً منتظر حمله بعدی میماند. دیگر با خیال راحت رانندگی نمیکند، تنها بیرون نمیرود، در آسانسور احساس خفگی میکند، از حضور در جمع میترسد یا حتی برای خرید ساده هم باید کسی همراهش باشد.کمکم زندگی، به جای اینکه بر اساس خواستههای ما پیشرود ، بر اساس ترسهای و فانتزی های ناهوشیار او اداره میشود.
این یکی از اولین سؤالهایی است که تقریباً همه مراجعان از من میپرسند.
آقای جواهری، چرا من؟ چرا ناگهان این اتفاق برایم افتاد؟
پاسخ این سؤال برای همه افراد یکسان نیست. پانیک فقط یک علت ندارد. گاهی زمینه ژنتیکی در میان است، گاهی فشارهای طولانی زندگی، گاهی سوگ، شکست عاطفی، مشکلات خانوادگی یا تعارضهایی که سالها در درون انسان باقی ماندهاند و هیچوقت فرصت حل شدن پیدا نکردهاند.
از نگاه من، بسیاری از حملات پانیک زمانی ظاهر میشوند که روان دیگر توان نگه داشتن حجم زیادی از اضطراب، تعارض و هیجانهای سرکوبشده را ندارد. انگار ذهن سالها تلاش کرده همه چیز را کنترل کند، اما ناگهان جایی از این سیستم از کار میافتد و اضطراب با تمام قدرت خودش را نشان میدهد.
به همین دلیل است که همیشه میگویم پانیک فقط تپش قلب یا تنگی نفس نیست؛ پانیک گاهی زبان روان برای بیان رنجی است که سالها فرصت حرف زدن نداشته است.
گاهی از من میپرسند: «آقای جواهری، یعنی هر کسی ممکن است دچار پانیک شود؟»
پاسخ من معمولاً این است که بله، اگر فشار روانی از توان سازگاری فرد بیشتر شود، احتمال بروز حمله پانیک در هر انسانی وجود دارد. اما واقعیت این است که همه آدمها به یک اندازه آسیبپذیر نیستند.
بعضی افراد از نظر سرشتی حساستر هستند. بعضیها در خانواده سابقه اختلالات اضطرابی دارند. بعضی دیگر سالهاست که بار سنگین مسئولیت، تعارض، سوگ، شکست عاطفی یا فشارهای زندگی را بدون اینکه فرصتی برای تخلیه هیجانی داشته باشند، با خود حمل میکنند.
من بارها در جلسات درمان دیدهام که پانیک، ناگهان و بدون مقدمه شروع نشده است. وقتی زندگی مراجع را قدم به قدم بررسی میکنیم، میبینیم ماهها یا حتی سالها قبل از اولین حمله، اضطراب آرامآرام در حال جمع شدن بوده است.
شاید فرد در ظاهر آدم موفقی باشد؛ سر کار میرود، به خانواده رسیدگی میکند و لبخند هم میزند، اما در درونش چیزهای زیادی حلنشده باقی مانده است. تعارضهایی که هر روز کمی از توان روان را میگیرند، تا جایی که دیگر ظرفیت تحمل پر میشود و پانیک خودش را نشان میدهد.
در درمان همیشه سعی میکنم فقط به علائم نگاه نکنم. تپش قلب، تنگی نفس یا احساس خفگی مهم هستند، اما سؤال اصلی این است که این علائم از کجا آمدهاند؟
از نگاه روانکاوی، بسیاری از نشانههای اضطرابی، زبان ناهشیار هستند. یعنی روان، چیزی را که سالها نتوانسته بیان کند، از مسیر بدن و اضطراب نشان میدهد.
گاهی ریشه این تعارضها به سالهای کودکی برمیگردد. گاهی به یک رابطه عاطفی آسیبدیده، گاهی به تجربه یک فقدان، گاهی به احساس گناه، خشم یا ترسی که هیچوقت فرصت بیان پیدا نکرده است.
البته این به معنای آن نیست که همه افراد مبتلا به پانیک دقیقاً چنین تجربهای داشتهاند. هر انسان داستان خودش را دارد و درمان نیز باید بر اساس همان داستان شکل بگیرد. به همین دلیل است که من هیچوقت برای همه بیماران یک نسخه واحد نمیپیچم.
درمان زمانی اثر عمیقتری خواهد داشت که درمانگر بتواند بفهمد پانیک در زندگی این فرد چه معنایی پیدا کرده است. گاهی پشت یک حمله پانیک، سالها رنج، سکوت و هیجانهای سرکوبشده پنهان شده است؛ و تا زمانی که این ریشهها شناخته نشوند، ممکن است علائم بارها خودشان را تکرار کنند.
یکی از سؤالهایی که بسیاری از مراجعان مبتلا به پانیک میپرسند این است:
«آیا من باید تا آخر عمر دارو مصرف کنم؟ آیا راه دیگری برای درمان وجود ندارد؟»
واقعیت این است که در درمان اختلالات اضطرابی، دارو در بسیاری از افراد میتواند نقش مهمی داشته باشد. گاهی شدت اضطراب آنقدر بالاست که فرد ابتدا نیاز دارد با کمک دارو، شدت علائم کاهش پیدا کند تا بتواند بهتر وارد فرآیند رواندرمانی شود.
اما تجربه بالینی من در سالهای کار با مراجعان نشان داده است که در بسیاری از موارد، فقط خاموش کردن علامت کافی نیست. اگر ما فقط با ترس، تپش قلب یا حمله اضطرابی مقابله کنیم، اما به تجربههای درونی، تعارضها و الگوهای فکری و هیجانی ناهوشیار فرد توجه نکنیم، ممکن است مشکل در شکل دیگری دوباره خودش را نشان دهد.
درمان عمیق یعنی اینکه علاوه بر پرسیدن این سؤال که:
«چگونه حمله پانیک را کنترل کنیم؟»
به این سؤال هم توجه کنیم:
«چرا روان این فرد در این مرحله از زندگی به چنین واکنشی رسیده است؟»
ابتدا ایجاد ارتباط درمانی و سپس شروع رواندرمانی به فرد کمک میکند رابطه جدیدی با اضطراب خود پیدا کند. بسیاری از افراد مبتلا به پانیک از خود اضطراب میترسند. یعنی علاوه بر ترس اولیه، ترس از خودِ احساس اضطراب هم به وجود میآید.
فرد با خود میگوید:
«اگر دوباره قلبم تند بزند چه؟»
«اگر وسط جمع حالم بد شود چه؟»
«اگر کنترل خودم را از دست بدهم چه؟»
به مرور، همین ترس از ترس، چرخه پانیک را قویتر میکند.
در فرآیند درمان، فرد یاد میگیرد احساسات خود را بهتر بشناسد، اضطراب را تحمل کند و بفهمد هر علامت جسمانی الزاماً نشانه یک خطر واقعی نیست.
در رویکردهای پویشی و روانتحلیلی، توجه فقط به علامت نیست؛ بلکه تلاش میشود معنای پنهان اضطراب در زندگی فرد شناخته شود.
گاهی فرد سالها یاد گرفته است خشم، ناراحتی، ترس یا نیازهای خودش را نادیده بگیرد. همیشه قوی باشد، همیشه تحمل کند و همیشه دیگران را در اولویت قرار دهد.
اما روان انسان مانند یک ظرف بیانتها نیست. وقتی فشارهای هیجانی فرصت پردازش پیدا نکنند، ممکن است خودشان را به شکل اضطراب شدید، حملات پانیک یا احساس از دست دادن کنترل نشان دهند.
هدف درمان این نیست که فقط اضطراب را سرکوب کنیم؛ بلکه هدف این است که فرد بتواند ارتباط آگاهانهتری با دنیای درونی خود پیدا کند.
در مرکز مشاوره و رواندرمانی ارمغان زندگی در دو مطب کرج و اندیشه شهریار ، تلاش ما این است که پس از ارزیابی و مصاحبه بالینی دقیق شرایط هر فرد، مناسبترین مسیر درمانی انتخاب شود؛ مسیری که علاوه بر کاهش علائم، به شناخت بهتر خود و افزایش توانایی فرد برای مواجهه با رنج ها و ترس ها و ناکامی های زندگی کمک کند.
یکی از موضوعاتی که در جلسات درمان زیاد با آن روبهرو میشوم، ارتباط بین فشارهای عاطفی و افزایش اضطراب است.
گاهی فردی که با حملات پانیک مراجعه میکند، در ظاهر فقط از تپش قلب، ترس و حملات ناگهانی شکایت دارد؛ اما وقتی آرامآرام وارد دنیای زندگی او میشویم، میبینیم در پشت این اضطراب، مشکلات دیگری هم وجود دارد.
تعارضهای طولانی در رابطه زوجین و عدم رضایت زناشویی و عدم بخشودگی ، احساس دیده نشدن، خشمهای بیاننشده، ترس از دست دادن رابطه، خیانت، مشکلات مالی و تنش و بحث های مالی با همسر ، مشکلات جنسی و عدم رضایت زناشویی ،گاهی طلاق و عدم تحمل رنج های ناشی از آن ، و گاهی تردید و دو دلی همراه با عدم رضایت در برگشت مجدد به رابطه قبلی،یا احساس تنهایی در زندگی مشترک، میتوانند فشار روانی زیادی ایجاد کنند.
البته باید توجه داشت که هر مشکل زناشویی الزاماً باعث پانیک نمیشود. انسانها با توجه به شخصیت، تاریخچه زندگی، تجربیات گذشته و تواناییهای روانی خود، واکنشهای متفاوتی به مشکلات نشان میدهند.
اما در برخی افراد، فشارهای عاطفی حلنشده میتواند زمینهای ایجاد کند که اضطراب شدید خودش را نشان دهد.
گاهی در درمان متوجه میشویم مسئله فقط رابطه فرد با همسرش نیست؛ بلکه رابطه فرد با خودش هم آسیب دیده است.
بعضی افراد سالها احساسات واقعی خود را نادیده گرفتهاند. خشم خود را بیان نکردهاند، نیازهای خود را سرکوب کردهاند و همیشه تلاش کردهاند دیگران را راضی نگه دارند.
اما هیجانهایی که فرصت بیان پیدا نمیکنند، همیشه از بین نمیروند. گاهی به شکل اضطراب، بیقراری، احساس گناه یا حملات پانیک خودشان را نشان میدهند.
از نگاه روانتحلیلی، یکی از بخشهای مهم درمان این است که فرد بتواند دوباره با بخشهایی از خودش که سالها نادیده گرفته شدهاند، ارتباط برقرار کند.
اگر حملات پانیک در شرایطی ایجاد شده باشد که تعارضهای جدی در رابطه زوجین وجود دارد، توجه به رابطه نیز اهمیت زیادی پیدا میکند.
گاهی فرد در کنار درمان فردی، نیاز دارد درباره الگوهای ارتباطی خود، شیوه بیان احساسات، مرزها، خشمها و نیازهایش در رابطه نیز کار کند.
یک رابطه امن و حمایتگر میتواند نقش مهمی در کاهش فشار روانی داشته باشد. در مقابل، یک رابطه پر از تنش و تعارض ممکن است اضطراب فرد را افزایش دهد.
به همین دلیل در برخی موارد، ترکیب درمان فردی و زوجدرمانی میتواند مسیر کاملتری برای بهبود ایجاد کند.
یکی از مهمترین بخشهای درمان پانیک، ایجاد یک رابطه درمانی امن و قابل اعتماد است. فردی که با حملات پانیک مراجعه میکند، معمولاً مدتها با ترس، نگرانی و احساس ناتوانی زندگی کرده است. گاهی حتی اطرافیان او نمیتوانند شدت تجربهای را که از سر میگذراند درک کنند.
درمانگر باید بتواند فضایی ایجاد کند که فرد بدون ترس از قضاوت، درباره احساسات، نگرانیها و تجربههای درونی خود صحبت کند.
در مرکز مشاوره و رواندرمانی ارمغان زندگی، ابتدا تلاش میکنیم شناخت دقیقی از وضعیت فرد، تاریخچه زندگی، روابط، تجربههای آسیبزا و عوامل مؤثر در شروع اضطراب به دست آوریم. سپس بر اساس شرایط هر فرد، مسیر درمانی مناسب انتخاب میشود.
درمان پانیک فقط به معنای کاهش تعداد حملات نیست؛ هدف اصلی این است که فرد دوباره احساس کنترل، آرامش و توانمندی را در زندگی خود تجربه کند.
در طول سالهای فعالیت بالینی، بارها دیدهام افرادی که زمانی تصور میکردند دیگر نمیتوانند به زندگی عادی برگردند، با شناخت بهتر خود، درمان مناسب و همراهی درمانگر توانستهاند دوباره به فعالیتهای روزمره، روابط اجتماعی و اهداف شخصی خود بازگردند.
اگر حملات اضطرابی:
به صورت تکرارشونده اتفاق میافتند،
باعث ترس دائمی از حمله بعدی شدهاند،
شما را از رفتن به مکانهای خاص، سفر، رانندگی یا حضور در جمع بازمیدارند،
روی رابطه، کار یا زندگی روزمره شما تأثیر گذاشتهاند،
بهتر است برای ارزیابی تخصصی اقدام کنید.
هرچه درمان زودتر آغاز شود، احتمال جلوگیری از شکلگیری چرخههای طولانی اضطراب و اجتناب بیشتر خواهد بود.
حمله پانیک با وجود شدت و ترسی که ایجاد میکند، معمولاً باعث مرگ یا سکته قلبی نمیشود. اما به دلیل فشار روانی زیادی که ایجاد میکند، بهتر است جدی گرفته شود و برای درمان آن اقدام شود.
بسیاری از افراد با درمان مناسب، کاهش قابل توجهی در علائم خود تجربه میکنند و میتوانند به زندگی طبیعی بازگردند. نوع درمان بسته به شرایط هر فرد متفاوت است.
روش درمان به عوامل مختلفی بستگی دارد. در بسیاری از موارد، رواندرمانی، آموزش مهارتهای تنظیم اضطراب و در صورت نیاز دارودرمانی میتوانند در کنار هم مؤثر باشند.
فشارهای شدید روانی، تعارضهای عاطفی، تجربههای سخت زندگی و استرسهای طولانیمدت میتوانند در برخی افراد زمینه بروز یا تشدید حملات پانیک را فراهم کنند.
در برخی افراد، بررسی تعارضهای درونی، تجربههای گذشته و الگوهای هیجانی میتواند به شناخت عمیقتر عوامل زمینهای اضطراب کمک کند. انتخاب روش درمان باید پس از ارزیابی شرایط هر فرد انجام شود.
«افرادی که در کرج، شهریار، اندیشه و مناطق اطراف با حملات پانیک، اضطراب شدید یا ترسهای محدودکننده مواجه هستند، میتوانند برای ارزیابی تخصصی و شروع فرآیند درمان اقدام کنند.»