انتخاب یک روانکاو باتجربه ، مسلط به زوج درمانی در شهریار برای بسیاری از افرادی که سالها با اضطراب، افسردگی ، وسواس فکری و عملی OCD، تعارضهای عاطفی ، مشکلات ارتباطی نظیر خیانت همسر ، عدم بخشودگی و رضایت زناشویی ،طلاق و رنج های پس از آن و یا اینکه سردی و طلاق عاطفی، ، مشکلات جنسی و عدم رضایت زناشویی ، تنش و تعارض باهمسر بر سرمسایل مالی ، تردید ها و دو دلی ها برای برگشت مجدد به رابطه ،یا الگوهای تکرارشونده
در زندگی دستوپنجه نرم کردهاند،همه این ها تنش ها و تصمیمات مهم زندگی مان است .

روانکاوی صرفاً روشی برای کاهش علائم نیست؛ بلکه تلاشی برای شناخت ریشههای عمیق مشکلات روانی و ایجاد تغییرات پایدار در ساختار شخصیت و شیوه تجربه زندگی و برگرداندن سلامت روانی فرد است که در طول رشد ما را تهدید می کند .
من، دکتر محمد کاظم جواهری ، روانشناس بالینی ، سالهاست در حوزه روانکاوی، رواندرمانی تحلیلی و درمان اختلالات روانشناختی فعالیت میکنم. تجربه کار با مراجعانی که از مشکلات گوناگون رنج میبرند، این باور را در من تقویت کرده است که بسیاری از دشواریهای امروز انسان، تنها با پرداختن به نشانههای ظاهری و حذف نشانه های بیماری یا اختلال برطرف نمیشوند؛ بلکه لازم است ریشههای آن فانتزی ها ، تعارض و عقده و تروما در لایههای عمیقتر ذهن ناهوشیار باید کشف و هشیار و درمان شوند و عاطفه محبوس شده از هر جنسی که در آن ما را هدایت میکند اصلاح شوند.
بیش از یک قرن از شکلگیری روانکاوی توسط زیگموند فروید میگذرد، اما این رویکرد همچنان یکی از اثرگذارترین روشهای رواندرمانی فردی عمیق در جهان محسوب میشود. در طول این سالها، روانکاوی دچار تحول شده، نظریههای جدیدی به آن افزوده شده گرچه هنوز به قول فیست نویسنده در کتاب نظریه های شخصیت کسی چیز جدیدی نگفته فقط یا گفته فروید را تایید یا تکذیب کرده اند ، نسلهای مختلفی از روانکاوان آن را گسترش دادهاند،
اما اصل اساسی آن همچنان پابرجاست: شناخت نیرو های ناهشیار و تأثیر آن ها بر رفتار، احساس و روابط انسان. به عبارتی همان مثلث تعارض دوانلو در کتاب بازگشایی ناهوشیار
در عمل بالینی ام بارهاشاهد بودم افرادی که درمانهای مختلف را تجربه کردهاند، همچنان الگوهای آسیبزا در زندگیشان تکرار میشوند. این تکرارها معمولاً ریشه در تعارضهای حلنشده، تجربههای اولیه زندگی، روابط مهم گذشته و الگوهای ناهشیار دارند؛ مسائلی که در درمان تحلیلی فرصت بررسی و فهم عمیق آنها فراهم میشود.
روانکاوی و رواندرمانی تحلیلی که من در اندیشه شهریار و کرجبه کار می برم یک حالت باز آفرینی و بومی شده دارد ، به این ترتیب که برای اکثر تنش ها و تعارضاتی که مزاحم سازگاری و سرگرفتن زندگی از جمله زناشویی می شود را در بر می گیرد و برای درمان آنها به کار می رود ،به مانند یک زوج درمانگر در شهریار،گاهی در نقش یک روانشناس و مشاور خانواده فو گاهی برای سنچش پیش از ازدواج و مشاوره قبل و بعد آن، بکار می رود می تواند در بیشتر اختلالات مفید باشه حتی جالب اینه که این درمان باز فکر می کنم در نظریه های شخصیت فیست مطالعه کردم ،جنبه پیشگیرانه هم داره یعنی میتونه بصورت یک واکسن در برابر بیشتر اختلالات عمل کنه و از بروز آنها جلو گیری کند:
اضطراب و نگرانیهای مزمن
احساس پوچی، سردرگمی یا نارضایتی مزمن از زندگی
البته انتخاب نوع درمان همیشه باید پس از ارزیابی و مصاحبه بالینی اولیه تخصصی انجام شود و ممکن است برای هر فرد، میزان کنترل و باز آفرینی بر روی ارتباط درمانیtherapeutic-alliance و هشیاری افزایی متفاوت باشد و دوره درمان و موفقیت آن به این دو متغییر مهم بستگی دارد .
از نگاه من، روانکاوی تنها یک روش درمان نیست؛ در یکی از صفحات همین سایت تلاش کرده ام این مفهوم را توضیح دهم به واسطه پژوهش های مداوم در این نوع درمان ،و ظرافت های نهفته در آن از جمله رد شدن از مقاومت بیمار،تعبیر های خواب و تداعی آزاد ،ویا در مقام دانشمند همه چیز دان، اینها هوش بالایی و همین طور دانش زیاد بین رشته از فلسفه تا پزشکی را می خواهد ،
برای همین است بخشی از همکاران ما که به نظر می رسد خوب آموزش ندیده اند بجای ایجاد یک روند درمانی متناسب و مدیریت شده هوشمندانه ، نوعی روانکاوی وحشی wild psychoanalysis ،برگرفته از مقالعه ای به همین نام اثر زیگموند فروید که در سال 1910 نوشته شده و خانم میترا کدیور هم شرحی بر آن نیز نوشته اند،را بر روی بیماران به اجرا در می آورند.این دیگر سفری به درون نیست ،یه راهی به ناکجا آباد درون بیمار است که نه او به جایی از درمان می رساند و نه درمانگر چیزی از راه را می داند که مدیریت کند ودر فرایند انتقالی درمان چند لایه و غنی از محتوی این رویکرد ناب راه را بگشاید.
اگر درست اجرا شود ، سفری برای شناخت خود است. بسیاری از رفتارهایی که تصور میکنیم کاملاً آگاهانه انتخاب میکنیم، در واقع تحت تأثیر الگوهای ناهشیاری ما قرار دارند که طی سالهای رشد و تجربه در ذهن شکل گرفتهاند. تا زمانی که این الگوها شناخته نشوند، ممکن است بارها روابط مشابه، شکستهای مشابه و رنجهای مشابه را تجربه کنیم.
هدف روانکاوی آن است که فرد بتواند این الگوهای پنهان را بشناسد، آنها را درک کند و به تدریج آزادی بیشتری در انتخاب، تصمیمگیری و ساختن زندگی خود به فرد بدهد،رنج را کمتر کندفزیست و بهزیستی را افزایش دهد ،روارنجوری را درمان کند و معنای زندگی را مثل چشمه زلال و جوشان باز گشاید، به همین دلیل، روانکاوی را میتوان فرایندی برای افزایش خودآگاهی و ایجاد تغییرات عمیق و ماندگار دانست، نه صرفاً روشی برای کاهش موقت علائم.
اگر به دنبال روانشناس بالینی در شهریار هستید که درمان را فراتر از کاهش موقت علائم دنبال کند، یا به دنبال زوج درمانگر در شهریار هستید که بخواهید بصورت بسیار عمیق خانواده یا عضوی از آن را درمان کنید بخصوص در مسله خیانت زناشویی دراین شهر ، روانکاوی در شهریار در مرکز مشاوره ارمغان زندگی با دو مجوز تخصصی از سازمان نظام روانشناسی ایران میتواند یکی از مؤثرترین رویکردهای درمانی برای ایجاد تغییرات پایدار باشد. این رویکرد با بررسی ریشههای ناهشیار مشکلات، به فرد کمک میکند الگوهای تکرارشونده، تعارضهای درونی و عوامل پنهان مؤثر بر رنج روانی خود را بهتر بشناسد.
بسیاری از مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی، مشکلات عاطفی و سردی عاطفی یا همان طلاق عاطفی ، که خود مقدمه مشکلات جنسی و عدم رضایت در رابطه است که در نهایت به خیانت و انواع آن می انجامد یا شکستهای مکرر در روابط، احساس پوچی، کاهش عزتنفس و تعارضهای زناشویی، و عدم بخشودگی در رابطه و رضایت زناشویی، حتی حملات پانیک که ظاهرا در زندگی زناشویی برایمان عجیب است ،یا تنش و تعارض و مشاجره بر سر مسایل مالی ، تنها به شرایط امروز مربوط نیستند؛ بلکه ریشه در تجربههای گذشته و الگوهای ناهشیاری دارند که همچنان بر زندگی فرد تأثیر میگذارند. روانکاوی با ایجاد بینش نسبت به این فرآیندها، و حل و فصل محتوی ناهوشیار زمینه تغییری عمیق و ماندگار را فراهم میکند.
در جلسات روانکاوی، مراجع در فضایی امن، محرمانه و بدون قضاوت، فرصت مییابد افکار، احساسات، خاطرات و تجربههای خود را آزادانه بیان کند. روانکاو با بهرهگیری از اصول علمی روانکاوی و ارزیابی دقیق، به شناخت الگوهای ناهشیار و عوامل مؤثر بر مشکلات روانی او می پردازد . هدف این فرآیند، افزایش خودآگاهی، بهبود کیفیت روابط و ارتقای سلامت روان در بلندمدت است.
در تجربه بالینی خود بارها دیدهام که بسیاری از مراجعان، علت اصلی رنجهای خود را نمیشناسند. آنها فقط پیامدها را تجربه میکنند؛ اضطراب، افسردگی، وسواس، خشم، شکستهای عاطفی یا تکرار روابط ناسالم. اما ریشه این مشکلات معمولاً در لایههایی از ذهن قرار دارد که بهراحتی در دسترس آگاهی نیست.
روانکاوی بر این باور است که بخش مهمی از زندگی روانی انسان در ناهشیار جریان دارد. خاطرات، هیجانها، تعارضها و تجربههایی که گاه از سالهای اولیه زندگی باقی ماندهاند، میتوانند بدون آنکه فرد متوجه باشد، بر تصمیمها، احساسات و روابط او اثر بگذارند.
در جلسات درمان، تلاش ما این نیست که فقط علائم را کاهش دهیم؛ بلکه میکوشیم منشأ آنها را بشناسیم. وقتی فرد بتواند الگوهای تکرارشونده زندگی خود را درک کند، امکان انتخابهای سالمتر و تجربه روابطی متفاوت برای او فراهم میشود.
از نگاه روانکاوی، ذهن انسان تنها از افکار آگاهانه تشکیل نشده است. در لایههای عمیقتر ذهن، الگوها، باورها و فانتزیهای ناهشیاری وجود دارند که در طول سالهای رشد شکل گرفتهاند و میتوانند رفتار امروز ما را هدایت کنند اگر این باور ها بصورت بد و مخرب همراه با مکانیسم های دفاعی و با همراهی عاطفه محبوس شده و در نهایت دور از واقعیت باشد ما در زندگی بهای سنگینی خواهیم پرداخت اینجا درمان یعنی نجات آینده یک فرد قبل از اینکه فرصت ها از دست برود و رنج بیهوده و دست خالی و عدم موفقیت و حسرت برای فرد به یادگار بماند و زخم های ورم کرده که بصورت خشم و بی قراری ظاهر می شوند .
گاهی فرد بارها وارد رابطهای مشابه میشود، بارها شکست مشابهی را تجربه میکند یا با وجود آگاهی از اشتباه بودن یک رفتار، دوباره همان مسیر را تکرار میکند. این تکرارها همیشه ناشی از ضعف اراده نیستند؛ گاهی حاصل نیروهایی هستند که در ناهشیار فعالاند و بدون آنکه دیده شوند، بر زندگی فرد تأثیر میگذارند.
بسیاری از تجربههای دردناک زندگی، بهویژه اگر در زمان مناسب پردازش نشوند، میتوانند آثار عمیقی بر شخصیت فرد بر جای بگذارند. این تجربهها ممکن است به شکل اضطراب، احساس بیارزشی، مشکلات ارتباطی، ترس از صمیمیت، خشم مزمن یا حتی نشانههای جسمانی خود را نشان دهند.
درمان تحلیلی فرصتی فراهم میکند تا این تجربهها در فضایی امن و حرفهای مورد بررسی قرار گیرند. هدف، پاک کردن گذشته نیست؛ بلکه کمک به فرد برای درک آن، کنار آمدن با آن و کاهش تأثیرش بر زندگی امروز است.
به باور من ، موفقیت درمان تنها به معنای از بین رفتن علائم نیست نجات فرد از آتش درون ،جبری که ما را بی اراده می کند در برابر اختلالات روانی و بیماری ها . باز سازی شخصیت و دوباره سلزمان دادن آن به عبارتی دوباره نوازی آن است ،درمان زمانی عمیق و ماندگار است که فرد بتواند خود را بهتر بشناسد، آزادی بیشتری در انتخابهایش داشته باشد، روابط سالمتری بسازد و احساس رضایت بیشتری از زندگی تجربه کند.
روانکاوی مسیری برای شناخت خود، رشد شخصیت و ایجاد تغییراتی است که میتوانند کیفیت زندگی را در بلندمدت بهبود ببخشند. این مسیر نیازمند زمان، همکاری و اعتماد متقابل میان درمانگر و مراجع است، اما برای بسیاری از افراد، نتیجه آن تغییری پایدار در شیوه زندگی و نگاه به خود و جهان خواهد بود.
.
نقش روانکاوی در درمان پانیک،
تفاوت روانکاوی و هیپنوتراپی ،
رزرو نوبت آنلاین از مطب اندیشه
بهترین روانکاو در کرج ، چرا روانکاوی هنوز هم موثرترین روش رواندرمانی است ،