جمعه، ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
چرا روانکاوی هنوز هم مؤثرترین روش درمان عمیق روانی است؟
نویسنده: دکتر محمد کاظم جواهری — روانکاو، روانشناس بالینی و زوجدرمانگر
مقدمه
در دنیای پرشتاب امروز که همهچیز به سرعت و نتیجهگیری فوری خلاصه میشود و فرزندان دنیای مجازی و تربیت شدگان دنیای مولتی مدیا دوست دارند فورا پاسخ هر سوالی را بفهمند
ممکن است این سؤال پیش بیاید: «روانکاوی با جلسات طولانی و عمیق خود هنوز هم جایگاهی دارد؟»
پاسخ کوتاه است صریح : بله، و شاید بیش از هر زمان دیگری ما نیازمند این درمان اساسی و ریشه ای هستیم .

روانکاوی نه یک روش درمانی ساده بله یک مسافرت اسرار آمیز به درون و حتی به دور دنیاست سفری است به اعماق ذهن، سفری که ریشههای مشکلات را در ناخودآگاه چه در ناخودآگاه جمعی و چه در ناخودآگاه فردی جستجو میکند و برخلاف بسیاری از رویکردهای سطحی و آبکی دنیای مدرن و پرزروق و برق و افراطی با واژه گانی پر طمطراق وسوسه انگیز آرامبخش لحظه ای ،
در این جا در روانکاوی کلاسیک به جای تسکین موقت، به دگرگونی بنیادین فرد اندیشیده می شود، وای اگر یک روانکاو بخواهد به خانواده درمانی و زوج درمانی نیز علاقمند باشد،آن وقت تلفیق این دو در این وانفسای بحران بیسوادی چه ها خواهند کرد.
و فکر کنید یه روانکاو خوب در شهریار بخواهد سنجش مشاوره پیش از ازدواج هم انجام دهد . به عبارتی مو را از ماست می کشد و تماس زوایای پنهان ناهوشیار آدمی را آشکارا در اختیار شما قرار می دهد تا اینکه شما تصمیم بگیرید
روانکاوی چیست؟ و چگونه به درمان ما می پردازد ؟
روانکاوی رویکردی درمانی است که توسط زیگموند فروید پایهگذاری شد و بعدها توسط روانکاوان جدید تر بزرگی چون یونگ، کلاین، وینیکات، لکان و دیگران توسعه یافت. هنوز هم اگر کسی بخواهد در حوزه این روش رواندرمانی فردی مطلبی را عنوان کند به ناچار باید در ادامه این مسیر باشد ،
هستهٔ مرکزی روانکاوی بر این باور استوار است که بسیاری از افکار، احساسات و رفتارهای ما ریشه در فرآیندهای ناخودآگاه دارند ،جایی که در آن احساسات عمیق و آزار دهنده مرتب تکثیر می شوند و روند رنجور بودن ما را تند تر و تند تر می کنند— تجربیات دوران کودکی، تعارضهای سرکوبشده، و الگوهای تکراری که از آگاهی ما پنهان ماندهاند،عقده ها (عقده حقارت،عقده ادیپ،عقده الکترا)
همگی در روند رشد دوران حساس در ما شکل می گیرند.