جمعه، ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
نویسنده: دکتر محمدکاظم جواهری، روانکاو، روانشناس بالینی و زوجدرمانگر

در دنیای پرشتاب امروز که بسیاری از افراد به دنبال پاسخهای فوری و راهحلهای کوتاهمدت برای مشکلات روانی خود هستند، ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا روانکاوی، با تأکید بر شناخت عمیق روان انسان و بررسی فرآیندهای ناهشیار، همچنان جایگاهی در رواندرمانی معاصر دارد؟
پاسخ این پرسش را میتوان در توانایی روانکاوی برای بررسی لایههایی از تجربه روانی جستوجو کرد که همیشه در سطح آگاهی انسان قرار ندارند.
روانکاوی صرفاً گفتوگویی درباره مشکلات روزمره نیست؛ بلکه سفری به بخشهای کمتر شناختهشده دنیای درون است. سفری که در آن تعارضهای ناهشیار، روابط اولیه، تجربههای هیجانی و الگوهای تکرارشونده روابط انسانی بررسی میشوند.
در این رویکرد، هدف تنها کاهش نشانههای روانشناختی نیست؛ بلکه شناخت عمیقتر شخصیت، شیوه ارتباط با دیگران و تعارضهایی است که ممکن است در طول زندگی تکرار شوند.
اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر میشود که مفاهیم روانکاوی در کنار اصول علمی زوجدرمانی و خانوادهدرمانی قرار گیرند.
روانکاوی رویکردی نظری و درمانی است که توسط زیگموند فروید پایهگذاری شد و بعدها اندیشمندانی همچون کارل گوستاو یونگ، ملانی کلاین، دونالد وینیکات، ژاک لکان و دیگر نظریهپردازان، دیدگاههای متفاوتی درباره ساختار روان و روابط انسانی ارائه کردند.
یکی از مفاهیم بنیادی روانکاوی، ناهشیار است؛ بخشی از فعالیت روانی که میتواند خارج از آگاهی مستقیم فرد بر احساسات، تصمیمها و روابط او اثر بگذارد.
در روانکاوی، مفاهیمی مانند مقاومت، انتقال، مکانیسمهای دفاعی، تعارضهای درونی و تداعی آزاد مورد توجه قرار میگیرند.
بررسی این فرآیندها ممکن است به فرد کمک کند ارتباط میان تجربههای گذشته، احساسات کنونی و الگوهای رفتاری خود را بهتر بشناسد.
مطالعه بیشتر: ناهشیار آدمی و فانتزیهای آن

بسیاری از تعارضات زناشویی صرفاً نتیجه اختلافنظرهای روزمره نیستند. گاهی زوجین بدون آگاهی کافی، الگوهایی را در روابط خود تکرار میکنند که با تجربههای هیجانی گذشته آنان ارتباط دارند.
برای مثال، فردی که در روابط اولیه زندگی خود احساس طردشدگی را تجربه کرده است، ممکن است در رابطه زناشویی نسبت به فاصله عاطفی همسر حساسیت بیشتری نشان دهد.
در مقابل، فرد دیگری ممکن است هنگام مواجهه با تعارض، به جای گفتوگو از سکوت، کنارهگیری یا فاصلهگرفتن هیجانی استفاده کند.
در زوجدرمانی با نگاه روانپویشی، درمانگر میکوشد همراه زوجین، معنای این واکنشها و نقش احتمالی تجربههای گذشته را بررسی کند.
انتقال یکی از مفاهیم مهم روانکاوی است. در این فرآیند، احساسات و انتظارات شکلگرفته در روابط پیشین ممکن است در رابطه کنونی فعال شوند.
همچنین مکانیسمهای دفاعی مانند فرافکنی، انکار و عقلانیسازی میتوانند در نحوه برخورد زوجین با اختلافات نقش داشته باشند.
شناخت این فرآیندها ممکن است به زوجین کمک کند به جای تمرکز صرف بر رفتار ظاهری یکدیگر، درک عمیقتری از احساسات و نیازهای عاطفی خود پیدا کنند.
رواندرمانی پویشی و زوجدرمانی شناختی رفتاری دو رویکرد با مبانی نظری و فنون متفاوت هستند؛ با این حال، برخی درمانگران با آموزش مناسب از دیدگاهی تلفیقی در درمان استفاده میکنند.
در چنین رویکردی، بررسی الگوهای ناهشیار و روابط گذشته ممکن است در کنار آموزش مهارتهای ارتباطی، اصلاح برداشتهای ناکارآمد و تغییر رفتارهای آسیبزا قرار گیرد.
برای نمونه، زوجی که دائماً درگیر سوءتفاهم و مشاجره میشوند، ممکن است هم به یادگیری شیوه گفتوگوی سازنده نیاز داشته باشند و هم از بررسی ترسهای عاطفی و الگوهای رابطهای خود سود ببرند.
انتخاب و ترکیب مداخلات باید براساس ارزیابی بالینی، نیازهای زوجین و شواهد علمی انجام شود.
خیانت زناشویی پدیدهای چندعاملی است و نمیتوان آن را صرفاً به یک تعارض ناهشیار یا تجربه دوران کودکی نسبت داد.
با این حال، رویکرد روانپویشی ممکن است به بررسی برخی زمینههای عاطفی و رابطهای، از جمله ترس از صمیمیت، نیاز به تأیید، احساس طردشدگی و الگوهای تکراری رابطه کمک کند.
در این فرآیند، مسئولیت رفتار فرد خیانتکننده همچنان اهمیت دارد و شناخت عوامل روانی به معنای توجیه خیانت نیست.
هدف درمان میتواند شناخت آسیبهای ایجادشده، بررسی امکان بازسازی اعتماد و کمک به تصمیمگیری آگاهانه زوجین درباره آینده رابطه باشد.
پژوهشهای معاصر از اثربخشی رواندرمانی پویشی در درمان برخی اختلالات روانشناختی، بهویژه افسردگی، حمایت میکنند.
در یک مرور پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۲۳، رواندرمانی پویشی بهعنوان یکی از درمانهای دارای پشتوانه تجربی برای برخی اختلالات شایع روانی بررسی شد.
همچنین فراتحلیلی در سال ۲۰۲۴ نشان داد که درمان پویشی و درمان شناختی رفتاری در کاهش نشانههای افسردگی بزرگسالان، بلافاصله پس از پایان درمان، اثربخشی مشابهی دارند.
البته باید میان روانکاوی کلاسیک و شکلهای کوتاهمدت یا ساختاریافته رواندرمانی پویشی تمایز قائل شد؛ زیرا بخش مهمی از شواهد پژوهشی مربوط به رواندرمانی پویشی است و نمیتوان همه نتایج را مستقیماً به روانکاوی کلاسیک تعمیم داد.
مدت درمان به نوع رویکرد، پیچیدگی مشکلات، اهداف درمانی و شرایط فرد بستگی دارد. روانکاوی کلاسیک ممکن است چندین جلسه در هفته و برای مدت طولانی ادامه یابد؛ در حالی که برخی رواندرمانیهای پویشی کوتاهمدت در تعداد جلسات محدودتری انجام میشوند.
رواندرمانی عنوانی کلی برای مجموعهای از روشهای درمان روانشناختی است. روانکاوی یکی از رویکردهای این حوزه محسوب میشود که بر فرآیندهای ناهشیار، تعارضهای درونی و روابط گذشته و حال تأکید دارد.
رویکردهای روانکاوانه و روانپویشی ممکن است برای برخی مشکلات عاطفی، افسردگی، تعارضهای بینفردی، مشکلات رابطهای و الگوهای تکرارشونده ناسازگار مفید باشند. مناسببودن درمان باید با ارزیابی تخصصی تعیین شود.
درمان آنلاین برای برخی افراد میتواند گزینه مناسبی باشد، اما تناسب آن به شرایط مراجع، نوع درمان، حفظ محرمانگی و امکان ایجاد رابطه درمانی مناسب بستگی دارد.
بله. مفاهیم روانکاوانه میتوانند به شناخت الگوهای ارتباطی، تعارضهای هیجانی، دفاعهای روانی و تأثیر روابط گذشته بر زندگی زناشویی کمک کنند. البته نوع مداخله باید متناسب با نیاز زوجین انتخاب شود.
روانکاوی همچنان یکی از رویکردهای مهم در شناخت پیچیدگیهای روان انسان است. توجه به ناهشیار، تعارضهای درونی، روابط اولیه و الگوهای تکرارشونده میتواند درک عمیقتری از برخی مشکلات فردی و زناشویی فراهم کند.
در حوزه زوجدرمانی، بهرهگیری سنجیده از مفاهیم روانپویشی در کنار مداخلات مبتنی بر شواهد ممکن است به شناخت بهتر تعارضات، افزایش آگاهی هیجانی و بهبود کیفیت رابطه کمک کند.
دکتر محمدکاظم جواهری، روانشناس بالینی، روانکاو و زوجدرمانگر، در مرکز مشاوره و رواندرمانی ارمغان زندگی در کرج، شهریار و اندیشه، خدمات ارزیابی و رواندرمانی فردی و زوجی ارائه میدهد.
۱. گابارد، گلن. مبانی رواندرمانی روانپویشی درازمدت. ترجمه سامان توکلی. انتشارات ارجمند.
۲. کابانیس، دبورا و همکاران. رواندرمانی پویشی: راهنمای بالینی. انتشارات ارسباران.
۳. باکال، هوارد و نیومن، کنت. نظریههای روابط ابژه: پلی به سوی روانشناسی خود.
۴. گلدنبرگ، هربرت و گلدنبرگ، آیرین. خانوادهدرمانی. ترجمه مهرداد فیروزبخت. انتشارات رسا.
۵. Leichsenring, F., et al. (2023). The status of psychodynamic psychotherapy as an empirically supported treatment for common mental disorders. World Psychiatry, 22(2), 286–304. https://doi.org/10.1002/wps.21104
۶. Smith, M. M., & Hewitt, P. L. (2024). The equivalence of psychodynamic therapy and cognitive behavioral therapy for depressive disorders in adults: A meta-analytic review. Journal of Clinical Psychology, 80(5), 945–967. https://doi.org/10.1002/jclp.23649