روانکاوی وحشی
فروید درسال 1910 زمانی که هنوز خیلی روانکاوی در جامعه آن روز گسترش پیدا نکرده بود ،با نوشتن مقالعه روانکاوی وحشی نگرانی عمیق خود را از انحراف های درمانی اعلام کردند،در این نوشته نوعی از مداخله ناقص یا حتی اشتباه در برداشت فانتزی ناهوشیار بیمار را مد نظر قرار نمی دهد ،بلکه عنوان می کند که اصلا درمانگر روانکاوی را نفهمیده و همه دریافت و فهمش از این نوع درمان فقط نگاه جنسی است که درمانگر دارد .
دکترروانشناس بالینی خوب در شهریار که بصورت درست اختلال ها و به تبع آن روان رنجوری را در بیمار درک کرده باشد ،نوعی درمان ساختارمند آگاهانه برای ورود به ناهوشیار بیمار خودش دست و پاخواهد کرد.
و روند درمان دیگر گفتگو و صحبت وقت گذرانی نیست ،درد ناک است درمانگری که بدون درک محتوی ناهوشیار بیمار خودش ،اقدام به درمان کند،چه برسد به گروه کثیر روانکاوان خودرو و خود رشد کرده که خودشان روانکاوی نشده اند ف و درمان را دلبخواهی اجرا می کنند ، آسیب های دردناکی بر جای میگذارند.