ناهوشیار آدمی و فانتزی هایش

دکتر محمدکاظم جواهری روانشناس بالینی _بهترین زوج درمانگر،متخصص خیانت در کرج،شهریار،اندیشه
مرکز مشاوره و رواندرمانی ارمغان زندگی | دکتر محمدکاظم جواهری

ناهوشیار آدمی و فانتزی هایش

ناهوشیار انسان و فانتزی‌های ذهنی؛ چگونه ذهن پنهان سرنوشت ما را مدیریت می‌کند؟

نویسنده: دکتر محمد کاظم جواهری | روان‌کاو و زوج‌درمانگر

ناهوشیار در روان‌کاوی؛ در بخش پنهان ذهن ما چه می‌گذرد؟

قبل از اینکه به مفهوم ناهوشیار بپردازم، بهتر دیدم برای کمک به ذهن خواننده، سؤال دیگری را مطرح کنم: اصلاً در ناهوشیار آدمی چه می‌گذرد؟

شاید این مقاله یکی از چالش‌برانگیزترین مطالبی باشد که تاکنون نوشته‌ام. چراکه می‌خواهم در مورد یکی از اسرارآمیزترین و در عین حال اثرگذارترین بخش‌های وجود انسان صحبت کنم؛ بخشی که به اعتقاد من، بدون شناخت آن نمی‌توان بسیاری از رفتارها، انتخاب‌ها، تعارض‌ها و رنج‌های آدمی را به‌درستی فهمید.

چرا یک نفر مدام رفتاری را تکرار می‌کند، در حالی که خودش هم از پیامدهای آن رنج می‌برد؟

چرا بعضی از ما بارها وارد روابطی می‌شویم که از قبل می‌دانیم ممکن است آسیب‌زا باشند؟

چرا گاهی انسان درست برخلاف آنچه آگاهانه می‌خواهد، عمل می‌کند؟

چطور ممکن است فردی به کسی عشق بورزد، اما هم‌زمان رفتارهایی از خودش نشان دهد که همان رابطه را به سمت نابودی ببرد؟

اگر بخواهیم از منظر روان‌کاوی به این پرسش‌ها نگاه کنیم، ناچاریم وارد دنیای ناهوشیار و فانتزی‌های ذهنی انسان شویم.

در این دنیا می‌توانیم برخی از ریشه‌های احتمالی رفتارهای وسواسی و جبری، رفتارهای خودتخریبی یا دگرتخریبی و حتی بسیاری از انتخاب‌های عاطفی مسئله‌دار را جست‌وجو کنیم.

برای مثال، شناخت تعارض‌های ناهوشیار می‌تواند به ما کمک کند تا برخی از الگوهای تکرارشونده در خیانت و انواع آن، انتخاب‌های مسئله‌دار برای ازدواج، شکست‌های عشقی، طلاق و رنج‌های آن را عمیق‌تر بررسی کنیم.

همین مسئله در مورد مشاجرات و سوءتفاهم‌های زن و شوهری و حتی نارضایتی و دشواری بخشودگی در روابط زوجین نیز قابل بررسی است.

البته قرار نیست تمام رفتارهای انسان را فقط با ناهوشیار توضیح دهیم. انسان موجودی پیچیده است و عوامل زیستی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی نیز در شکل‌گیری رفتار او نقش دارند. اما نادیده گرفتن جهان ناهوشیار، به نظر من، کنار گذاشتن بخش مهمی از واقعیت روانی انسان است.

ناهوشیار چیست و چگونه شکل می‌گیرد؟

ببینید، اگر بخواهم موضوع را تا حد امکان ساده توضیح دهم، باید بگویم ترکیبی منحصربه‌فرد از سرشت و ویژگی‌های ژنتیکی، تربیت، تجربیات گذشته، به‌ویژه دوران کودکی، برداشت‌های شخصی ما از این تجربیات و همین‌طور خیال‌ها، آرزوها و فانتزی‌های ذهنی، در شکل‌گیری دنیای روانی ما نقش دارند.

بخشی از این فرایندها خارج از آگاهی مستقیم ما عمل می‌کنند.

در روان‌کاوی، ناهوشیار فقط محل نگهداری خاطرات فراموش‌شده نیست؛ بلکه قلمرویی از امیال، تعارض‌ها، هیجانات و فرایندهای روانی است که ممکن است بدون آگاهی مستقیم ما، بر احساسات و رفتارمان اثر بگذارند.

از منظر روان‌کاوی فرویدی، یکی از کارکردهای مهم ذهن این است که برخی از امیال، افکار و احساسات تهدیدکننده را از حوزه آگاهی دور نگه دارد.

چرا؟

چون گاهی آگاه شدن از بعضی خواسته‌ها یا احساسات، برای تصویری که از خودمان داریم، بسیار دردناک و اضطراب‌آور است.

اما نکته مهم اینجاست:

اینکه ما از وجود یک احساس یا تعارض آگاه نباشیم، الزاماً به این معنا نیست که آن احساس یا تعارض در زندگی ما نقشی ندارد.

گاهی درست همان چیزی که از دید ما پنهان مانده، در انتخاب‌ها و واکنش‌های ما خودش را نشان می‌دهد.

نقش فانتزی‌ها در زندگی انسان؛ ذهن چگونه برای ما داستان می‌سازد؟

حالا می‌خواهم به یکی از مهم‌ترین بخش‌های این بحث بپردازم؛ یعنی فانتزی‌ها.

اصلاً فانتزی چیست؟

وقتی از فانتزی صحبت می‌کنیم، منظورمان صرفاً خیال‌پردازی‌های معمولی یا تصور کردن اتفاقات خوشایند نیست.

فانتزی در معنای روان‌کاوانه می‌تواند نوعی سناریو یا صحنه ذهنی باشد که در آن آرزوها، ترس‌ها، تعارض‌ها و روابط درونی ما شکل و معنا پیدا می‌کنند.

این فانتزی‌ها ممکن است به‌واسطه اتفاقات زندگی، تنش‌های عاطفی، نیازهای ارضانشده، ترس‌ها، ناکامی‌ها یا برداشت‌هایی که از روابط اولیه خود داشته‌ایم، شکل بگیرند.

همه ما در زندگی بزرگ می‌شویم، تجربه می‌کنیم، رنج می‌کشیم، دوست می‌داریم، شکست می‌خوریم و دوباره تلاش می‌کنیم.

اما ذهن ما صرفاً این اتفاقات را ثبت نمی‌کند.

گاهی از دل همین تجربه‌ها، تصاویری می‌سازد که بعدها در روابط ما با دیگران، در نوع برداشت ما از خودمان و حتی در تصمیم‌گیری‌هایمان وارد عمل می‌شوند.

برای مثال، کودکی را در نظر بگیرید که در روابط اولیه خود، بارها احساس طردشدگی یا نادیده گرفته شدن را تجربه کرده است.

ممکن است در ذهن این کودک، به‌تدریج تصوری شکل بگیرد مبنی بر اینکه «من دوست‌داشتنی نیستم» یا «کسی که دوستش دارم، بالاخره مرا ترک خواهد کرد».

حالا همین فرد ممکن است در بزرگسالی وارد یک رابطه عاطفی شود.

شریک عاطفی او برای چند ساعت پاسخ پیامش را ندهد.

اتفاق بیرونی چیست؟

صرفاً پاسخ ندادن به یک پیام.

اما اتفاقی که در دنیای درونی او رخ می‌دهد، ممکن است کاملاً متفاوت باشد.

اضطراب شدیدی را تجربه کند، احساس کند دیگر دوست‌داشتنی نیست، خشمگین شود، بدبین شود یا رفتارهایی انجام دهد که به رابطه آسیب بزنند.

در اینجا ممکن است فرد فقط به واقعیت بیرونی واکنش نشان ندهد؛ بلکه یک سناریوی ذهنی قدیمی نیز در واکنش او فعال شده باشد.

البته چنین واکنشی به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که یک فانتزی ناهوشیار خاص وجود دارد؛ این مسئله نیازمند بررسی دقیق تجربه‌ها و روابط فرد است.

گاهی ما با واقعیت یک رابطه زندگی نمی‌کنیم، بلکه با تصویری که از آن رابطه در ذهن خود ساخته‌ایم، زندگی می‌کنیم.

و این همان نقطه‌ای است که فانتزی‌های ذهنی می‌توانند تأثیر قابل‌توجهی بر زندگی ما بگذارند.

آیا فانتزی‌ها همیشه آسیب‌زننده هستند؟

خیر.

نمی‌توانیم فانتزی را ذاتاً پدیده‌ای مخرب بدانیم.

گاهی فانتزی‌ها به ما امید می‌دهند، هیجان ایجاد می‌کنند، امکان تصور آینده را فراهم می‌کنند و حتی در خلاقیت، آرزوپردازی و حرکت به سمت اهداف نقش دارند.

اما گاهی همین فانتزی‌ها شکل دیگری به خود می‌گیرند.

فرد ممکن است چنان درگیر تصورات درونی خود شود که نتواند واقعیت بیرونی را آن‌طور که هست ببیند.

گاهی فانتزی در خدمت حفظ تصویری از خود قرار می‌گیرد؛ تصویری که فرد برای تحمل اضطراب یا احساسات دردناک به آن نیاز دارد.

گاهی هم ترس‌ها و آرزوهای متضاد ما را در موقعیتی قرار می‌دهند که نمی‌دانیم چه می‌خواهیم.

در نتیجه، ممکن است فرد در ظاهر برای رسیدن به یک هدف تلاش کند، اما در عمل رفتارهایی انجام دهد که او را از همان هدف دور کنند.

برای فهم چنین موقعیت‌هایی، شناخت تعارض‌های روانی و ارتباط آن‌ها با عقده‌ها و تروما اهمیت پیدا می‌کند.

نبرد فانتزی‌ها در ناهوشیار؛ یک دل می‌گوید برو، یک دل می‌گوید نرو

اجازه بدهید موضوع را با یک مثال ساده‌تر توضیح دهم.

این عبارت معروف را شنیده‌اید:

«یه دلم می‌گه برم، یه دلم می‌گه نرم.»

شاید در نگاه اول فقط یک تردید معمولی به نظر برسد، اما از منظر روان‌کاوی، در برخی شرایط می‌توان این تردید را نشانه‌ای از تعارض میان خواسته‌ها، ترس‌ها یا فانتزی‌های متضاد دانست.

برای مثال، فردی را در نظر بگیرید که از یک طرف میل شدیدی به صمیمیت و عشق دارد و از طرف دیگر، از نزدیک شدن به دیگران می‌ترسد.

یک بخش از دنیای درونی او به سمت رابطه حرکت می‌کند، اما بخش دیگری از او در تلاش است فاصله بگیرد.

نتیجه چه می‌شود؟

گاهی نزدیک می‌شود و گاهی فاصله می‌گیرد.

گاهی عشق می‌ورزد و گاهی همان رابطه را تخریب می‌کند.

گاهی به‌شدت خواهان حضور دیگری است، اما وقتی آن فرد به او نزدیک می‌شود، احساس خفگی یا اضطراب می‌کند.

اینجا دیگر مسئله فقط یک تصمیم ساده نیست؛ ممکن است با تعارضی عمیق‌تر در دنیای روانی فرد روبه‌رو باشیم.

تعارض‌های مشابهی را گاهی در بررسی برخی رفتارهای وسواسی، وابستگی‌های عاطفی و رفتارهای اعتیادی نیز مشاهده می‌کنیم.

البته این مشکلات علت واحدی ندارند و نمی‌توان همه آن‌ها را به تقابل فانتزی‌های ناهوشیار تقلیل داد.

وقتی فانتزی‌ها به هم گره می‌خورند؛ شکل‌گیری کمپلکس‌های روانی

حالا موضوع کمی پیچیده‌تر می‌شود.

تا اینجا درباره فانتزی‌هایی صحبت کردیم که ممکن است به شکل مستقل یا در تعارض با یکدیگر بر ذهن و رفتار ما تأثیر بگذارند.

اما همیشه مسئله به همین سادگی نیست.

گاهی چندین فانتزی، خاطره، ترس، میل و تجربه عاطفی به یکدیگر گره می‌خورند و مجموعه‌ای پیچیده‌تر از معانی و واکنش‌های روانی را به وجود می‌آورند.

در برخی سنت‌های روان‌شناسی تحلیلی، برای توصیف چنین مجموعه‌های هیجانی و تداعی‌های به‌هم‌پیوسته، از مفهوم «کمپلکس» یا عقده روانی استفاده می‌شود.

این مجموعه‌ها ممکن است در شرایط خاص فعال شوند و بر شیوه احساس کردن، فکر کردن و واکنش نشان دادن فرد اثر بگذارند.

تصور کنید کسی از یک طرف نیاز شدیدی به تأیید شدن دارد، از طرف دیگر از وابستگی می‌ترسد، هم‌زمان نسبت به دیگران بی‌اعتماد است و در عمق وجودش احساس بی‌ارزشی می‌کند.

چنین فردی ممکن است بارها تلاش کند رابطه‌ای صمیمانه برقرار کند، اما رفتارهایش ناخواسته به تخریب همان رابطه منجر شوند.

در این شرایط، ما فقط با یک فکر یا یک احساس ساده روبه‌رو نیستیم.

ممکن است مجموعه‌ای از الگوهای درونی و تعارض‌های به‌هم‌پیوسته در رفتار او نقش داشته باشند.

نکته مهم این است که هر کمپلکس یا تعارض ناهوشیار به معنای وجود یک اختلال روانی نیست. اختلالات روانی معیارهای تشخیصی مشخصی دارند و بررسی آن‌ها نیازمند ارزیابی تخصصی است.

اما وقتی این الگوهای درونی به‌طور مکرر بر کیفیت زندگی، روابط و تصمیم‌های فرد اثر منفی می‌گذارند، بررسی آن‌ها در روان‌درمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

فانتزی‌های ناهوشیار و احساساتی که از آن‌ها فرار می‌کنیم

بگذارید به بخش دیگری از این موضوع بپردازم.

به نظر می‌رسد بعضی از احساسات برای ما بسیار آزاردهنده‌اند؛ احساساتی مثل شرم، نفرت، انزجار، حسادت، خشم، ترس از طردشدگی و احساس گناه.

ما همیشه نمی‌توانیم این احساسات را به‌راحتی بپذیریم یا درباره آن‌ها فکر کنیم.

گاهی این هیجانات با خواسته‌ها و تصوری که از خودمان داریم، در تعارض قرار می‌گیرند.

مثلاً فردی ممکن است خودش را انسانی بسیار مهربان و فداکار بداند، اما در بخشی از دنیای درونی خود، نسبت به فردی که دوستش دارد خشم شدیدی را تجربه کند.

پذیرفتن این خشم ممکن است برای او دشوار باشد.

در دیدگاه روان‌کاوانه، ممکن است بعضی از این هیجانات از طریق فرایندهای دفاعی از آگاهی مستقیم دور نگه داشته شوند.

اما گاهی اثر آن‌ها در رفتار ما ظاهر می‌شود.

ممکن است به شکل تحریک‌پذیری، کناره‌گیری، بدبینی، احساس گناه یا تعارض‌های مکرر در روابط خود را نشان دهند.

انگار در درون ما نبردی میان خواسته‌ها، احساسات و بخش‌های مختلف تجربه روانی‌مان جریان دارد؛ نبردی که گاهی حتی خودمان هم از ماهیت آن آگاه نیستیم.

اینجاست که بحث ناهوشیار با مسئله جبر و اختیار در زندگی انسان پیوند پیدا می‌کند.

ناهوشیار و مسئله جبر و اختیار؛ آیا واقعاً بر انتخاب‌هایمان مسلط هستیم؟

به اعتقاد من، یکی از جذاب‌ترین و در عین حال دشوارترین پرسش‌هایی که روان‌کاوی پیش روی انسان قرار می‌دهد، همین است:

ما واقعاً تا چه اندازه در انتخاب‌ها و تصمیم‌های خود آزاد هستیم؟

آیا همیشه آنچه انجام می‌دهیم، نتیجه یک تصمیم آگاهانه است؟

یا گاهی نیروهایی در درون ما وجود دارند که بدون شناخت کافی از آن‌ها، مسیر رفتارمان را تحت تأثیر قرار می‌دهند؟

برای مثال، فردی ممکن است بارها با خودش عهد کند که دیگر وارد رابطه‌ای آسیب‌زا نشود، اما پس از مدتی دوباره الگویی مشابه را تکرار کند.

ممکن است کسی بداند که خشم شدیدش در حال آسیب زدن به زندگی مشترک اوست، اما در موقعیت‌های خاص نتواند آن را به‌خوبی تنظیم کند.

اینجا این پرسش مطرح می‌شود که آیا دانستن و آگاه بودن، به‌تنهایی برای تغییر کافی است؟

از نگاه روان‌کاوی، لزوماً نه.

گاهی شناخت عقلانی یک مسئله با شناخت عاطفی و عمیق آن تفاوت دارد.

ممکن است فرد از نظر منطقی بداند رفتارش آسیب‌زاست، اما هنوز نتوانسته باشد تجربه‌ها، ترس‌ها و تعارض‌های درونی مرتبط با آن را بشناسد و پردازش کند.

با این حال، اثرگذاری ناهوشیار به این معنا نیست که انسان هیچ اختیاری ندارد.

اتفاقاً یکی از اهداف مهم روان‌درمانی می‌تواند کمک به افزایش آگاهی، گسترش ظرفیت انتخاب و کاهش تکرار الگوهای ناکارآمد باشد.

روان‌درمانی چگونه بر ذهن ناهوشیار اثر می‌گذارد؟

حالا به سؤال بسیار مهمی می‌رسیم.

اصلاً روان‌درمانی با ناهوشیار چه می‌کند؟

چطور ممکن است چیزی که از آگاهی ما پنهان است، در فرایند درمان مورد بررسی قرار بگیرد؟

اجازه بدهید قبل از پاسخ دادن به این سؤال، به مسئله‌ای اشاره کنم که مدت‌هاست ذهن مرا درگیر کرده است.

متأسفانه هنوز بسیاری از افراد، حتی بعضی از افراد تحصیل‌کرده، روان‌درمانی را با حرف زدن معمولی اشتباه می‌گیرند.

بارها شنیده‌ایم که کسی می‌گوید:

«من خودم یه پا روان‌شناسم، می‌خوای حرف بزنی بیا با من حرف بزن!»

البته گفت‌وگو با یک دوست آگاه و همدل می‌تواند بسیار ارزشمند و آرامش‌بخش باشد.

اما آیا هر گفت‌وگویی روان‌درمانی است

منابع و مراجع علمی | Scientific References

منابع فارسی

۱. بولاند، رابرت جوزف؛ وردوین، مارسیا؛ و روئیز، پدرو. خلاصه روان‌پزشکی کاپلان و سادوک، جلد دوم، ویراست دوازدهم. ترجمه فرزین رضاعی و همکاران. انتشارات ارجمند.

۲. پروچاسکا، جیمز؛ و نورکراس، جان. نظریه‌های روان‌درمانی. ترجمه یحیی سیدمحمدی. انتشارات رشد.

۳. بارلو، دیوید؛ و دوراند، مارک. (۲۰۱۳). مبانی آسیب‌شناسی روانی، ویراست ششم. انتشارات Cengage Learning.

۴. هالجین، ریچارد؛ و ویتبورن، سوزان کراس. آسیب‌شناسی روانی: دیدگاه‌های بالینی درباره اختلالات روانی، متن کامل. ترجمه یحیی سیدمحمدی. انتشارات روان.

۵. کابانیس، دبورا و همکاران. روان‌درمانی پویشی: راهنمای بالینی. ترجمه لیلا محمدی، درسا بهارلو و حوریه رضائی. انتشارات ارسباران.

۶. باکال، هوارد؛ و نیومن، کنت. (۱۹۹۰). نظریه‌های روابط ابژه: پلی به سوی روان‌شناسی خود. انتشارات دانشگاه کلمبیا.

۷. گابارد، گلن. مبانی روان‌درمانی روان‌پویشی درازمدت. ترجمه سامان توکلی. انتشارات ارجمند.

۸. فروید، زیگموند. کاربرد تداعی آزاد در روانکاوی کلاسیک. گردآوری و ترجمه سعید شجاع‌شفتی. انتشارات ققنوس.

۹. فروید، زیگموند. اصول روانکاوی بالینی. ترجمه سعید شجاع‌شفتی. انتشارات ققنوس.

۱۰. گلدنبرگ، هربرت؛ و گلدنبرگ، آیرین. خانواده‌درمانی، ویراست هشتم. ترجمه مهرداد فیروزبخت. انتشارات رسا.

۱۱. فیرس، ای. جری؛ و ترال، تیموتی. روان‌شناسی بالینی: مفاهیم، روش‌ها و حرفه. ترجمه مهرداد فیروزبخت. انتشارات رشد.

۱۲. کرین، ویلیام. نظریه‌های رشد: مفاهیم و کاربردها. ترجمه غلامرضا خوی‌نژاد و علیرضا رجایی. انتشارات رشد.

۱۳. پترسون، زوئی. دستنامه درمانگری جنسی. ترجمه محمد سلطانی‌زاده. انتشارات ارجمند.

English References

  1. Boland, R. J., Verduin, M. L., & Ruiz, P. Kaplan & Sadock's Synopsis of Psychiatry (12th ed., Vol. 2, Persian translation by F. Rezaei et al.). Arjmand Publishing.

  2. Prochaska, J. O., & Norcross, J. C. Systems of Psychotherapy: A Transtheoretical Analysis. Persian translation by Y. Seyed Mohammadi, Roshd Publishing.

  3. Durand, V. M., & Barlow, D. H. (2013). Essentials of Abnormal Psychology (6th ed.). Wadsworth/Cengage Learning.

  4. Halgin, R. P., & Whitbourne, S. K. Abnormal Psychology: Clinical Perspectives on Psychological Disorders. Persian translation by Y. Seyed Mohammadi, Ravan Publishing.

  5. Cabaniss, D. L., Cherry, S., Douglas, C. J., & Schwartz, A. R. (2011). Psychodynamic Psychotherapy: A Clinical Manual. Wiley-Blackwell.

  6. Bacal, H. A., & Newman, K. M. (1990). Theories of Object Relations: Bridges to Self Psychology. Columbia University Press.

  7. Gabbard, G. O. (2017). Long-Term Psychodynamic Psychotherapy: A Basic Text (3rd ed.). American Psychiatric Association Publishing.

  8. Freud, S. Karboard-e Tadaei-ye Azad dar Ravankavi-ye Kelasik [Application of Free Association in Classical Psychoanalysis]. Persian compilation and translation by S. Shoja-Shafti. Qoqnoos Publishing.

  9. Freud, S. Osul-e Ravankavi-ye Balini [Principles of Clinical Psychoanalysis]. Persian translation by S. Shoja-Shafti. Qoqnoos Publishing.

  10. Goldenberg, H., & Goldenberg, I. (2013). Family Therapy: An Overview (8th ed.). Brooks/Cole, Cengage Learning.

  11. Phares, E. J., & Trull, T. J. (1997). Clinical Psychology: Concepts, Methods, and Profession (5th ed.). Brooks/Cole Publishing.

  12. Crain, W. C. (2011). Theories of Development: Concepts and Applications (6th ed.). Prentice Hall.

  13. Peterson, Z. D. (Ed.). (2017). The Wiley Handbook of Sex Therapy. John Wiley & Sons.